آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

295

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

اردشير و جانشينان نخستين او ، اراده جهانگيرى و طرح دولت شاهنشاهى ، مستور است . نظر ديگر اين بود ، كه سرحدات شمال و شرق و غرب را از تطاول دشمنان نگاهدارند و چون اين سرحدات پيوسته در معرض حمله و تهديد همسايگان قرار داشت ، پس ناگزير ساسانيان براى تأمين اين مقصود بلشگرى نيرومند احتياج داشتند . در تشكيلات لشگرى عهد ساسانيان ، مقتضيات ملوك الطوايفى سابق با احتياجات سياست جديد وفق داده شد . قشون چريكى ملوك الطوايف را داخل صفوف سپاه منظم گرديد . چنان كه ديديم عاليترين لقب لشگرى يعنى لقب ارگبذ ، در خانوادهء سلطنتى موروث بود و دو منصب لشگرى ديگر يكى « رياست امور سپاه » و ديگرى « منصب فرماندهى سوار نظام » نيز ، به دو خاندان از خاندانهاى بزرگ تعلق داشت « 1 » . انتصاب سپاهبذان براى نواحى معين ، شايد پيش از زمان خسرو اول ، امرى فوق العاده استثنايى بوده است . حكام ولايات سرحدى همواره قواى مزدور در اختيار خود داشتند . قلاع مستحكم سرحدى هم داراى ساخلوى دائمى بوده است « 2 » . نخبهء سپاه عهد ساسانى مانند ، دوره اشكانيان ، عبارت بود از سواره نظام زره‌پوش و سنگين اسلحه ، كه از سواران نژاده تشكيل مىيافت . سواره نظام ( اسواران ) در صف جنگ مقام اول را حايز و فتح و ظفر منوط به قوت و شجاعت آنها بود « 3 » . ايرانيان افواج منظم سواره‌نظام زره‌پوش « 4 » را با صفوفى چنان انبوه

--> ( 1 ) - بالاتر صفحه 127 را به‌بينيد . در باب تشكيلات ادارى لشگر و قواى نظامى ر ك ص 151 اين كتاب . ( 2 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 479 ، يادداشت 1 . ( 3 ) - ايرانيان بسواره نظام بيش از ساير قسمت‌ها اعتماد داشتند ، زيرا « در آن صنف همه نجبا و اشراف خدمات بسيار دشوار انجام ميدادند » ؛ وجه امتياز آن از ساير صفوف سپاه در نظم و انضباط و تمرينات دائم و اسلحه مكمل آنها بود ( آميانوس ، كتاب 23 ، بند 6 ، فقره 83 ) . ( 4 ) - Clibanari ، به زبان پهلوى تنوريگ ( نلدكه ، ص 164 ، يادداشت 5 ) صورت -